تهران قدیم

پس از مرگ کریمخان زند آغا محمد خان فرصت را مغتنم شمرده و از شیراز فرار گرده و با تنی چند از بستگان خود راهی تهران شد و با همت ایل قاجار و همراهان خود موفق به تصرف تهران شد و روز یکشنبه 11 جمادی الثانی سال 1200 هجری قمری که مصادف با نوروز بود در تهران جلوس کرد و از آن تاریخ ، تهران دارالخلافه خوانده شد و به عنوان پایتخت قاجاریه انتخاب گردید و به ساختن عمارت تخت مرمر که تنها یادگار آن عهد است اکتفا کرد . ولی در زمان فتحعلیشاه ساختمانهای تازه ای احداث شد که از آن جمله می توان مسجد امام خمینی ( مسجد شاه ) ، مسجد سید عزیز اله ، مدرسه مروی ، قصر قاجار ، نگارستان و لاله زار نام برد . در آن زمان طبق گفته " ژنرال گاردان " فرانسوی تهران حدود 50000 نفر جمعیت داشت ( سال 1222 هجری قمری ) . در زمان به سلطنت رسیدن شاه قاجار رونق و رشد تهران ادامه یافت . باغ داودیه ، مسجد جمعه و بازار بین الحرمین در زمان سلطنت وی احداث شد . در همین دوره به دستور میرزا آقاسی دو محله به نامهای " عباس آباد " و " محمدیه " به محله های تهران اضافه شد.

                                

          مسجد امام خمینی (مسجد شاه)                                 مدرسه مروی

  • در اوایل سلطنت ناصر الدین شاه قاجار به همت میرزا تقی خان امیر کبیر بناهای زیادی احداث شد . از جمله آنها می توان از مدرسه دارالفنون ، بازار امیر ، بازار کفاشها و سرای امیر نام برد . جمعیت تهران نیز در این زمان بسیار زیاد شده و به 150 هزار نفر رسیده بود . لذا میرزا یوسف مستوفی الممالک ( صدراعظم ) و میرزا عیسی ( وزیر ) مامور شدند تا محدوده جدید شهر تهران را تعیین کنند .
  • اراضی وسیعی را داخل محدوده شهر وارد کردند و شهر را خندقها و باروهای جدید ( به شکل هشت ضلعی) محدود ساختند ، ارتباط شهر نیز با خارج از طریق 12 دروازه به نامهای: شمیران، دولت ، یوسف آباد، دوشان تپه، دولاب، خراسان ، باغشاه، قزوین، گمرک، حضرت عبدالعظیم ، غار و خانی آباد امکانپذیر بود.

مدرسه دارالفنون

از دیگر بناهای مهم دوره سلطنت ناصر الدین شاه می توان باغ گلستان ، باغ و قصر سلطنت آباد ،  مدرسه و مسجد شهید مطهری ( سپهسالار ) ، باغ فردوس ، میدان امین السلطان ، شمس العماره و ... نام برد . در این دوره چند محله نیز با نامهای سنگلج ، خانی آباد ، قنات آباد ، پاچنار ، گود زنبورکخانه ، و بازار بزرگ به محله های تهران اضافه شد.
 
  
         مدرسه و مسجد مطهری (سپهسالار)                           عمارت شمس العماره
 
نام تهران در حدود اواخر سده دوم بيش از ميلاد، براي نخستين بار در نوشته­هاي "تيوديس يوناني" آمده است. "ابو اسعد سمعاني" در كتاب خود از شخصي به نام "ابو عبدالله محمدابن حماد تهراني رازي" نام برده كه اهل تهران بوده و در سال 261 ه.ق چشم از جهان فرو بسته است؛ و لذا اين كتاب قديمي­ترين سندي است كه به موجوديت تهران قبل از سده سوم هجري قمري اشاره مي­كند. "اين حوقل" در سال 331 ه.ق تهران را شهري سرسبز و داراي باغ­هاي فراوان ذكر مي­كند كه ميوه­هاي فراواني داشته و ساكنان آن بيشتر در زير زمين زندگي مي­كردند. استخري در سال 340 ه.ق درباره تهران به تفصيل در كتاب (المسالك الممالك) سخن گفته است. "ابن بلخي" نيز در "فارسنامه" حدود سال 500 ه.ق از آثار تهران سخن به ميان آورده است. "ياقوت حموي" در كتاب "المعجم البلدان" به سال 620 ه.ق تهران را قريه­اي از قرا "ري" مي­داند كه بيشتر آن زير زمين ساخته شده و شامل دوازده محله بوده است و اطراف آن باغ­هاي فراواني است كه به هم راه داشته­اند. "ذكرياي قزويني" در سال 674 ه.ق در كتاب "آثار البلاد" كه- تقريباً 70سال بعد از ياقوت حموي- نوشته شده درباره تهران چنين مينويسد: "تهران شهري است زيرزميني، مانند لانه مورچه، كه اهالي آن به محض حمله دشمن در زيرزمين مخفي مي­شدند." حمدالله مستوفي در كتاب "نزهه القلوب" خود به سال 740 هجري قمري تهران را اينطور تشريح مي­كند: تهران يكي از ييلاقات ري بوده و آب و هوايي گوارا و سالم دارد و داراي باغ­هاي ميوه فراواني است و جمعيت زيادي هم داشته است" رونق تهران، پس از حمله مغول، به سبب مهاجرت اهالي ري به تهران بيشتر شد.