هم اکنون حدود چندین میلیون نابینا در سراسر جهان زندگی می کنند. اهمیت آنان به عنوان بخش بزرگی از جامعه انسانی سبب شد تا بیست و چهارمین روز از مهر ماه هر سال برابر با 15 اکتبر، «روز جهانی نابینایان» نام گیرد. این مناسبت، بهانه ای است تا به نابینایان و مشکلات ایشان بیشتر توجه کنیم.

اهمیت چشم

به هر گوشه جهان چشم بدوزیم، سراسر شگفتی و عظمت است و هر آفریده، نشانه ای از حکمت و درایت خالق دارد. در این میان، چشم به عنوان ابزار بینایی، اصلی ترین وسیله کسب اطلاعات از محیط است. حس بینایی می تواند اطلاعاتی درباره تشخیص رنگ ها، درک فاصله ها، جزئیات اشیا و حرکات ظریف در اختیار ما قرار دهد. اهمیت حسّ بینایی به اندازه ای است که آسیب های بینایی، بیشترین مشکلات حسّی را برای انسان به وجود می آورد. نابینایی، رابطه فرد را با محیط خویش به شدت تحت تأثیر قرار می دهد و از آگاهی های شخص به مقدار زیادی می کاهد. در میان حواس پنج گانه، نبود بینایی چنان فرد را به دیگران نیازمند می کند که نبود هیچ یک از حواس دیگر، او را تا این اندازه نیازمند اطرافیان نمی سازد.

عوامل نابینایی

الف) وراثت: یکی از عوامل نابینایی، وجود مشکلات ارثی است که شایع ترین دلیل آنها را ازدواج های فامیلی دانسته اند. بیماری والدین به ویژه مادر، در نابینا شدن نوزاد هنگام تولد تأثیر فراوانی دارد.

ب) بیماری ها: برخی از بیماری های عمومی و بسیاری از بیماری های عفونی، اگر به موقع و به طور صحیح درمان نشود، به نابینایی فرد می انجامد. تنبلی چشم، دیابت، آبله، سرخک، سرخجه، آب مروارید و آب سیاه، از بیماری هایی هستند که می توانند به نابینایی بینجامند.

ج) حوادث: آسیب های ناشی از حوادث گوناگون یا سهل انگاری و بی توجهی نیز

از علت های از دست دادن بینایی است.

د) پیری: انسان وقتی به پیری قدم می گذارد، خواه ناخواه با کاهش دید رو به روست. هر عضوی در بدن، عمر مشخصی دارد که ضعف و حتی نابینایی به معنای کهولت چشم ها و پایان عمر طبیعی آنهاست.

تنبلی چشم؛ آغازی برای نابینایی

از آنجا که کودک، قدرت تشخیص و بیان مشکلات بینایی خویش را ندارد، بیشتر والدین از بیماری کودک خود ناآگاه می مانند. دوره حسّاس بینایی برای ایجاد تنبلی، دو تا سه سال ابتدای زندگی است. پس از این دوران تا حدود ده سالگی، رشد دستگاه بینایی کامل می شود. اگر تنبلی چشم تا این زمان درمان نشده باشد، در حقیقت، دستگاه بینایی چشم در مغز رشد نکرده است و چشم، ضعیف و ضعیف تر می شود و به نابینایی می انجامد و هیچ درمانی، حتی عمل جرّاحی نمی تواند بینایی را به چشم ها بازگرداند.

چشم تنبل ممکن است ظاهری طبیعی داشته باشد و بدون معاینه پزشک قابل تشخیص نباشد. پس بهترین راه برای اطمینان از سلامت چشم کودک، انجام دست کم سه مرحله معاینه بینایی در چند سال ابتدای زندگی است. سه تا چهار ماهگی، دو تا سه سالگی و پنج تا شش سالگی، زمان هایی هستند که باید کودک را نزد چشم پزشک برد. در مدت درمان، اجرای دستورهای پزشک، بسیار ضروری است و نباید بدون اطلاع و تجویز او، به درمان خودسرانه کودک پرداخت. پی گیری مرتب وضعیت کودک تا ده سالگی، خطر تنبلی چشم را از میان می برد و چشمانی سالم برای کودک به ارمغان می آورد.

والدین و برخورد با کودک نابینا

خانواده، نخستین و مؤثرترین نهاد در شکل دهی شخصیت فرد است. در این میان، خانواده برای فرد نابینا، کارآیی های حیاتی تری دارد. گرچه وجود فرد نابینا، محدودیت های اقتصادی و اجتماعی فراوانی برای افراد خانواده به وجود می آورد، ولی واکنش آنها در برابر نابینا، در آینده او بسیار تعیین کننده است. والدین در نخستین برخورد با کودک نابینایشان، به اندازه ای متأثّر می شوند که گاه حتی کودک را نمی پذیرند و از پذیرفتن سرپرستی او سر باز می زنند. آن قدر ناراحتند که برای فرار از مسئولیت، همسر و اطرافیان را متهم می کنند و آنان را سبب اصلی این اتفاق می نامند. در ابتدا، این نوع واکنش ها طبیعی است و ممکن است از هر انسانی سر بزند، ولی ادامه یافتن این حالت، آینده مخاطره آمیزی را برای کودک در پی دارد.

والدین باید با شناخت کامل از شرایط خویش، نابینایی کودک را بپذیرند و برای راهنمایی، از مشاوران یاری طلبند. درک احساسات، هم دلی، هم دردی، تقویت اعتماد به نفس و زمینه سازی برای اجتماعی شدن، پیش از هر کس از سوی والدین صورت می گیرد. حمایت و تشویق خانواده می تواند نابینا را به فردی فعّال و مفید برای جامعه تبدیل کند. برای شناخت نابینا، موقعیت های تحصیلی، اجتماعی و شغلی او، همواره الگوهای موفقی در جامعه حضور دارند که توجه به آنها، کمک فراوانی به والدین در تربیت کودک می کند. نباید فراموش کرد که محیط آرام و بدون دغدغه، آرمانی ترین شرایط را برای نابینا و خانواده اش فراهم می سازد.